در دنیای هزار راه
سرگشته و حیران حقیقتم من
و دگران
غرقه در توهم حقیقت خود
راهی نشان میدهند
هر یک؛ که اینست حقیقت
و من؛
سرگشتهام
که راه کدام است؟!
وهم کدام است؟!
چاه کدام است؟!
من کجایم؟
آرامش معشوق
به سخره گرفته است
غوغای قلب مرد عاشق را
تنهاییام را بنواز
در شادمانیات، تنهایی مرا
با ساز ناکوکت بنواز
بنواز آنچه میبینی
آنچه میتوانی
با دستان کثیف آغشته به حیاتم،
آنچه از دل برون کردی را بنواز.
بنواز تنهاییام را
که من امشب
بر فراز ابرهای خاکستری اندوه در پروازم
بنواز تنهاییام را، اندوهم را
بنواز بالهای پروازم را
بنواز که امشب،
میان من و ما
دیوار بیاعتمادی بلند است.
تازهترین نظرات